http://www.up98.org/images/fx5yim6ogl1lx5hd9e7b.doc
http://www.up98.org/images/gil37gyr6z81sp631n0p.doc
http://www.up98.org/images/24em2r2p3vmvivvqq6ro.doc
http://www.up98.org/images/85njutvp1u345qaixi6b.doc
http://www.up98.org/images/b2ux3gerwme1elhjbds.doc
http://www.up98.org/images/hvjii1x5qskzcpybadgz.doc
http://www.up98.org/images/yavcbn2srjckc53id3bv.doc
http://www.up98.org/images/k2zhf7ywwohw6hjhx2ps.doc
با استفاده از آدرس های فوق هر یک را در لینک بار نوشته و داخل شوید دانلود می شود.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذی کتب علینا الصلواة الخمسة فی الیل والنهار والجمعة فی الاسبوع وفرض فیها فرائض اکثر من فرائض کل عباده وجعل قراءةالقرآن الکریم من فرائضها ووجوبها وسننها ومستحباتها .
والصلوة والسلام علی سیدنا خاتم النبیین وسید المرسلین الذی فرضت الصلوةعلیه وعلی امته المرحومة لیلة الاسراء قبل الهجرة بسنة ونصف لیلةالسابع والعشرین من رجب وعلی آله واصحابه الذین تعلمواها وغیرها من الاحکام وعلموها الناس واما بعد .
درین اوراق شما بحث خاص را در مورد قرائت در نماز ومقدار فرض وواجب وسنت ومستحب آنرا همراه قرائت امام ومنفرد ومقتدی حسب مذاهب اربعه با دلایل شان واندازه جهر وخفیه واحکام مقدار حفظ قرآن مجید وغیره را می خوانید.
بحث حکم مطلق قرائت
قرائت قرآن مجید درهمه نمازها به ا تفاق مذاهب فرض عین است اما مقدار آن بین مذاهب اربعه اختلاف است .
نزدامام مالک وامام شافعی و امام احمد حنبل (رح) قرائت سوره فاتحه بهمه رکعات فرض وغیره آن رکن وفرض است.فقه الاسلامی وادلته ص834و833 ج2،فقه علی المذاهب الاربعه ص229 ج1،موسوعة الفقهیه ج33 ص47 حرف ق وراء .
واما قرائت فرض نزد امام ابو حنیفه (رح) بروایت ظاهرالروایه ومفتی به یک آیه تامه می باشدکه دردو رکعت فرض وهمه رکعات وترونفل فرض است. واقل آیه تامه باید از6 حرف کمتر نبوده ودریک کلمه هم نباشد یعنی اقلا دو کلمه باشد.
اگر یک کلمه بود مثل *الرحمن*گرچه آنرا تکرار کند بروایت اصح نمازش صحیح نیست وفرض قرائت انجام نیافته است. درالمختار ص313 ج2 وتقریرات رافعی به نقل سندی از السراج بروایت والاصح انه لا یجوز ص313 ج2.
اما نزد امام ابو یوسف (رح) وامام محمد (رح) یک آیه طویل ویا 3 آیه قصار فرض است که این هم یکی از فتاوی امام ابوحنیفه است مثلیکه در قدوری مطلق قرائت آمده است لیکن علامه قاسم درالتصحیح والترجیح که همه اختلافات قدوری را بیان وروایت ترجیح آنرا از چندین کتاب نقل کرده وراجح رامشخص نموده است میگوید : یک آیه گرچه قصیرهم باشد که دربالا مقدارآن تعریف شدمانندآیه دوم فاتحه *الرحمن الرحیم *، دوم توحید*الله الصمد*،دوم مدثرتا هفتم آن از*قم فانذر*تا*ولربک فاصبر*و21آن*ثم نظر*و29آن*لواحة للبشر*و36آن *نذیرللبشر*وغیره مقدارفرض انجام میشود واین ترجیح رادرص165 ازبدایع الصنایع ومحبوبی صاحب اختیارومختارونسفی صاحب کنزالدقائق وصدرالشریعه صاحب نقایه نقل کرده است ودرمبدأهم بعلت ترجیح روایت که داشت آنراتحریر کردم.
خطای عمومی
آیه سوم سوره توحید چهارکلمه است وهمه کتب دوکلمه اول را به یک آیه که ازدوکلمه ترکیب شده ولوپنچ حرف باشداستدلال نمودند درحالیکه دوکلمه جزء آیت سوم بوده وهمه
آن نمی باشد واین خطا،عمومی می باشد.
مقدارواجب قرائت
قرائت فاتحه وسوره ویا با یک آیه طویل ویا با 3 آیه قصار دردورکعت اول ازفرض وهمه رکعات وتر ونفل که به ضم سوره ازآن یاد میشود واجب است بلی درفاتحه چند واجب است یکمرتبه خواندن وآنهم دراول،عدم تکرارآن وجهرواخفاءبرای امام درمحلش.هندیه وغیره کتب احناف.
مقدارسنت قرائت
درسه مذهب دیگرقرائت سوره بعد ازفاتحه دردورکعت اول فرض، سنت است وبعباره دیگرما زاد فاتحه سنت است ودرنزد ما احناف واجب است.فقه الاسلامی وادلته ص834و837 ج2 وفقه مذاهب الاربعه 248 وموسوعه الفقهیه جلد 33ص48.
قرائت سنت
برای امام ومنفرد قرائت طوال مفصل از حجرات الی اخیر بروج درنمازصبح وظهر واوسط مفصل تا اخیرسوره بینه شریف درعصروعشاء وقصارمفصل درنمازشام،سنت است .تنویرالابصار وردالمحتار ص320 ج2.
بلی دربدایع تقدیرمذکوررابه اعتباروقت،قوم وامام قابل به فرق دانسته است وردالمحتارعلی الدرالمختارعمل الناس الیوم علی ما اختاره فی البدائع. رملی ص320 ج 2.
وامادرمذهب امام مالک (رح) وامام احمد (رح) مقدار قرائت مستحب به شرح آتی است :وقال المالکیه علی المشهور والحنابله: یجب قراء ة الفاتحه فی کل رکعة علی الامام والمنفرد .ولایقرءالماموم الفاتحه فی الصلاة الجهریه وانما یستحب ان یقرءها فی السریه لان الامرالقرآنی بالاستماع والانصات القرآن خاص بالصلاة الجهریه.فقه الاسلامی وادلته ص838 ج2.
ودرفقه علی المذاهب الاربعه درص244 بشماره 13- انصات المقتدی للامام فی الجهر هم بیان عبارت فوق است که درجهر استماع ودرخفیه قرائت فاتحه مستحب است وقرائت سوره برای امام ومنفرد سنت است.ص246 کتاب مذکور.
اما قرائت عقب امام درنمازجهریه بمذهب مالکیه وحنابله مکروه است.فقه علی المذاهب ص230 ج1.
وقال عیاض : همه اصحاب امام مالک (رح) وابن مسیب همراه جمعی ازتابعین وغیرتابعین وفقهأ حجازوشام براین اند که همراه امام درنمازجهریه خلف الامام قرائت ندارند گرچه قرائت امام رانشنوند ودرنمازهای سریه می خوانند وامام احمد بن حنبل (رح) میگوید درصورت نمازجهریه وشنیدن قرائت خلف الامام قرائت نیست ودرصورتیکه مقتدی قرائت نشنید درنمازجهرهم بود قرائت فاتحه راداردودرمجموع همه بزرگان مذکورمیگویند که قرائت فاتحه خلف الامام درنمازسریه مستحب است وقول امام احمد (رح) درنمازجهریه کثیرالمأمومین که قرائت رانمیشنود قرائت فاتحه مستحب است.
تحریم قرائت فاتحه وسوره برای مقتدی خلف الامام درنمازجهریه فتوی امام مالک (رح) است. نخب الافکار ص 542 ج2. وامام شافعی کراهت قرائت سوره را خلف الامام درنمازجهریه فتوی دادند. نخب الافکارص543.
وامام طبری میگوید: فاتحه ویامقدارمثل آنرا به شماره کلمات وحروف درهمه رکعات ازقرآن بخواند.نخب الافکار543.
وحسن بصری (رح) قرائت رادریک رکعت فرض میداند. بدائع الصنایع ج1-ص295چاپ6-جلدی.
قرائت خلف امام نزد احناف
مقتدی عقب امام درنماز جهر وخفیه مطلقاًَ ازقرائت ممنوع است واگرفاتحه ویا سوره بعباره دیگراگرفاتحه وغیرآن راتلاوت نمود مرتکب مکروه تحریمی شده است وآنچه منسوب به امام محمد (رح) شده که قرائت خلف الامام مستحب میباشد ضعیف است تنویرالابصاروشرح آن،درمختاروحاشیه آن ردالمحتارص326 ج2. ولایقرءالموءتم خلف الامام قدوری ولایختلفون فی ان هذا ظاهرالروایه وقال فی الهدایه ویکره عندهما ویستحسن علی سبیل الاحتیاط فیما یروی عن محمد.
فی الذخیره:بعض مشایخنا ذکروا ان علی قول محمد لایکره وعلی قولهما یکره ثم قال الاصح انه یکره. قلت لایصح عن محمد شئٌٍ من هذافقد قال فی کتاب الآثارلانری القراءة خلف الامام فی شئٍ من الصلوات یجهرفیه اولایجهرفیه.وقال فی کتاب الحجة(لایقرأالامام فیماجهرولافیمالایجهربذالک جاءت عامة الاخبار)وشیخ قاسم درادامه بحث همه احادیث وآثارهردوکتاب رامفصلا که بعداً درین کتاب می آید نوشته است .التصحیح والترجیح ص166.
امام محمد(رح) درصفحه 96 موطای خویش مینویسند:قال محمد لاقراءة خلف الامام فیما جهر فیه ولافیما لم یجهربذالک جاءت عامة الآثاروبعدآثار واحادیث که درمصنف عبدالرزاق ،مصنف ابن ابی شیبه ،طحاوی ،دارقطنی وسنن الکبری نیزآمده است روایت می کنند.
ودر طحطاوی شرح مراقی الفلاح که شرح نورالایضاح است هم ازعبارت ردالمحتار بیشتر وقوی تر در رد استحباب قرائت که به امام محمد (رح) نسبت داده شده نوشته است که از تطویل عبارت خود داری شد.
نتیجه : این نسبت صحیح نیست وبه قلم خود امام محمد (رح) منع قرائت خلف الامام مطلقا صراحت دارد ونیز این عبارت ظاهرالروایه است وعلی قاری در فتح باب العنایه شرح النقایه ص270 ج1 با احادیث مفصل منع را مثل مذکور روایت کرده است که کراهت تحریم نتیحه آن است.
حکم ادنی جهر ومخافت
ادنی جهرآنست که غیر قاری بشنود واقل مخافت آنست که خودش بشنود هوالصحیح .نقایه وفقه الحنفی فی ثوبه الجدید.
وفی فتح باب العنایه شرح النقایه وادنی الجهر عند ابی جعفر الهندوانی وابی بکر محمد بن الفضل اسماع غیره.ج 1ص 268.
وفی تنویرالابصارودرالمختارالجهراسماع غیره وادنی المخافة اسماع نفسه .فشرط الهندوانی والفضلی لوجودها خروج صوت یصل الی اذنه وبه قال الشافعی وشرط بشرالمریسی واحمدخروج الصوت من الفم وان لم یصل اذنه ولم یشترط الکرخی وابوبکرالبلخی السماع واکتفیا بتصحیح الحروف واختار شیخ الاسلام وقاضی خان وصاحب المحیط والحلوانی قول الهندوانی ....وما قال الهندوانی والکرخی مصححان وان ما قال الهندوانی اصح وارجح لاعتماد اکثرالعلماء علیه. ردالمحتارص308 ج2.
در فتح باب العنایه هم موافق متن آن ترجیح داده وتأکید هوالصحیح را دارد ص268 ج1.
وحسب روایت اصح ،ارجح وصحیح همه ابواب کلامی چون طلاق،نکاح،عتق،تلاوة للسجدة،ایجاب وقبول در بیع وتسمیه ذبیحه وغیره مثل قرائت است که در صورت شنیدن خودش صحیح بوده واگر خودش نشنید صحت ندارد،قرائت نشده،سجده تلاوت لازم نمیشود،طلاق واقع نمیشودوذبیحه حرام است وغیره.
درین قول اصح شوافع وحنابله نیزموافق ما حنفیه اند وتنها تقی الدین حنبلی موافق عدم سمع خود قاری است. موسوعة الفقهیه ص51 ج33.
حکم مقدارحفظ قرآن مجید
حفظ قرآن مجید بمثل احکام قرائت آن از کتاب الله العزیزدرنمازاست .بناءًحفظ یک آیه فرض عین است وحفظ همه قرآن مجید فرض کفایه است وحفظ فاتحة الکتاب وسوره برهر مسلمان واجب است.تنویرالابصار وشرح وحاشیه آن ص315 .
چون تلاوت وقرائت طوال مفصل وغیره که سنت است حفظ آن هم سنت است که واضح است.
حکم تساوی قرائت
درمذهب ما احناف درمورد قرائت درنمازهای فرائض از لحاظ تساوی قرائت وعدم آن دو روایت است .اول روایت از شیخین امام ابوحنیفه(رح) وامام ابویوسف (رح)که تساوی قرائت را دردو رکعت فرض غیرصبح فتوی دادند.
جمعی از فقهاء از جمله متون کنزالدقائق،ملتقی،تنویرالابصار،هدایه واز فتاوی وشروح بحرالرائق،شرنبلالی،درمختار،ردالمحتار،شروح منیه وغیره مفتی تساوی قرائت درنمازهای فرائض،غیر صبح اند ومی گویند فقط رکعت اول صبح از رکعت دوم آن طویل بوده واین اطاله سنت است ودرباقی نمازها طوری تلاوت شود که تنها فرق قرائت کمتر از 3آیه باشد مثل معوذتین که فرق شان یک آیه است ویا ماعون ولهب که دو آیه فرق است اما ماعون وکوثرویا کافرون وفتح که 3آیه فرق است،مکروه تنزیهی است ودرآیات طویل کلمات اعتبار دارد وعبارات متون،تطاول اولی الفجربیانگراین فتوی می باشد.چکیدها ازص322الی 323ردالمحتار ج2 و596الی 597 بحرالرائق همراه منحة الخالق ج دوم چاپ 9جلدی.
وامادرنمازهای وتر که فرق بارز بین تعداد آیات دررکعات ثلاثه وجود دارد حسب نص احادیث صحیحه به حکم خودخا ص بوده ومکروه نیست.
روایت دوم عدم تساوی قرائت که این قول امام محمد(رح)است وسایرمجتهدین برین قول اند.
بعضی از فقهای احناف به عدم کراهت در همه حال فتوی میدهند واساس گفته شان فتوی امام محمد (رح)است که درمختار چنین نقل می کند :درهمه نمازها حتی التراویح رکعت اول بر دومی تطویل اش اولی است که معراج الدرایه ومجتبی به این قول فتوی دادند وعبارت درمختارازمعراج الدرایه نقل شده ودرمجتبی مثل آن آمده است ودرتاترخانیه از حجه نقل کرده وگفته:وهوالمأخوذ للفتوی وفی الخلاصة انه احب وجنح الیه فتح القدیر.ردالمحتارص322ج 2.
ودر کتب که اولاً ذکر شد ترجیح به قول شیخین داده اند وگفتند: قولهما احب لا قوله والاولی کون الفتوی علی قولهما لا قوله . ردالمحتار ص322.
قوه دلیل شیخین معلوم که بیش است بناءً فتوی بر قول شان است وقول معراج الدرایه که فتوی بر قول امام محمد (رح) داده است ضعیف است و متون به قول شیخین فتوی داده اندمعلوم که ترجیح خاص خود را دارد.بحرالرائق ص597ج2.
بحث دلائل جانبین
1-دلیل امام محمد (رح)
1-عن ابی قتادة عن ابیه قال کان رسول الله صلی الله علیه وسلم یصلی بنا فیقرء فی الظهر والعصرفی الرکعتین الاولیین بفاتحةالکتاب وسورتین ویسمعنا الآیه احیاناً وکان یطول الرکعة الاولی من الظهر والعصر ویقصرالثانیة وکذلک فی الصبح .رواه الستة الا الترمذی. بخاری 759، مسلم 899،ابوداوود 798،نسائی 974وابن ماجه 829.
2-عن ابی قتادة عن ابیه ان النبی صلی الله علیه وسلم کان یقرء فی الظهر فی الاولیین بام الکتاب وسورتین وفی الرکعتین الاخریین بام الکتاب ویسمعنا احیاناًویطول فی الرکعة الاولی ما لا یطول فی الرکعة الثانیةوهکذا فی العصروهکذا فی الصبح .بخاری 776، ابوداوود 799.
درین دو حدیث صحیح که مخرجین آن را با شماره حدیث نوشتم بصراحت عدم تساوی وکراهت مشخص می سازد که امروزائمه جماعات بدون درنظر داشت تعداد آیات وغیره درنمازمی خوانند واساس عمل شان این حدیث ها است وامام محمد (رح) به استناد این حدیث شریف فتوی دادند.
جمعی ازمصنفین فتوی امام محمد (رح)ترجیح دادند که ذکر شد.
لیکن جواب ازفتوی وترجیح قول امام محمدهم قبلاًتحریریافت.
دلائل شیخین امام ابوحنیفه وابویوسف (رح)
1-عن ابی سعید الخدری قال کنا نحزرقیام رسول الله صلی الله علیه وسلم فی الظهروالعصرفحزرنا قیامه فی الرکعتین الاولیین من الظهرقدرقرائت *الم تنزیل السجده*وحزرنا قیامه فی الاخریین قدر النصف من ذلک وحزرناقیامه فی الرکعتین الاولیین من العصرعلی قدر قیامه فی الاخریین من الظهروفی الاخریین من العصرعلی نصف من ذلک ولم یذکر ابوبکرفی روایته *الم تنزیل*وقال قدر ثلاثین آیه. مسلم 901و452، ابوداوود 804، احمد 10999و11824 ،عبدبن حمید 941 ،دارمی 1288 و بخاری درجزء قرائت رقم293.
2-عن ابی سعید الخدری ان النبی صلی الله علیه وسلم کان یقرء فی صلاة الظهرفی الرکعتین الاولیین فی کل رکعة قدر ثلاثین آیه وفی الاخریین قدرخمس عشرة آیه او قال نصف ذلک وفی العصرفی الرکعتین الاولیین فی کل رکعة قدرقراءة خمس عشرة آیه وفی الاخریین قدرالنصف ذلک.مسلم 902.
حدیث فوق مسلم را ابن خزیمه بشاره509 وابن حبان برقمهای1821-و1824-با تغییر بعضی الفاظ ومفهوم واحد از سیدنا ابی سعید خدری رضی الله تعالی عنه نیز اخراج وروایت کرده اند.
3-وعن ابی العالیة قال اجتمع ثلاثون من اصحاب النبی صلی الله علیه وسلم فقالوا اما ما یجهرفیه رسول الله صلی الله علیه وسلم بالقراءة فقد علمناه وما لا یجهرفیه فلا نقیس بما یجهرفیه قال فاجتمعوا فما اختلف منهم اثنان ان رسول الله صلی الله علیه وسلم کان یقرء فی صلاةالظهر قدر ثلاثین آیه فی الرکعتین الاولیین فی کل رکعة وفی رکعتین الاخریین قدرالنصف من ذلک ویقرء فی العصر بقدرالنصف من قراءته فی الرکعتین من الظهر وفی الاخریین بقدرالنصف من ذلک.رواه احمد وفیه عبدالرحمن بن عبدالله المسعودی وهوثقةولکنه اختلط ویقال ان یزیدبن هارون سمع منه فی حال اختلاطه والله اعلم . مجمع الزوائدرقم 2676ج2 ص 291. وامام احمد این حدیث را برقم 23485 روایت کرده است .لیکن ابوداودبعدازاختلاط ازوی حدیث روایت نموده وازرجال ابن ماجه میباشد که این هم نوع توثیق است.
دربحر الرائق وردالمحتاربدو حدیث سیدنا قتاده وسیدنا ابوسعید الخدری ”رضی الله تعالی عنهما” استدلال کردند ونام مبارک امام بخاری ومسلم را با محل بحث ازحدیث دردو جهت تساوی وعدم آن دررکعتین روایت کردند وبس.
حنفی گوید :درینمورد دردو جهت باید صحبت شود 1- سند 2- متن.
1ـ درسند: حدیث سیدنا قتاده “رضی الله تعالی عنه” که متفق علیه است ونیزابوداوود ونسائی وابن ماجه آنرا روایت کردند وحدیث سیدنا ابوسعید “رضی الله تعالی عنه” رواه مسلم، ابوداود ،احمد ،ابن خزیمه وابن حبان رحمهم الله تعالی است وتفسیرحدیث سیدنا ابوسعید “رضی الله تعالی عنه” درشماره 23485 مسند امام احمد (رح)و2676مجمع الزوائد آمده است وحدیث سیدنا قتاده “رضی الله تعالی عنه” مما اتفق علیه الشیخان است که جایگاه آن معلوم است واما دربحث صحت بدون شک هردو صحیح اند وطرق حدیث ابوسعید “رضی الله تعالی عنه” هم مکرروهم تفسیرشده که بازجایگاه خاص خود را دارد وازنظرمتن :درحدیث ابوسعید “رضی الله تعالی عنه” چند نکته گنجانیده شده که هرکدام به تنهائی حق تقدیم ازما اتفق علیه الشیخان رادارد.
الف-سیدنا قتاده “رضی الله تعالی عنه” بدون شک صحابی جلیل ومجاهد سیاف وغازی دلیرند اما درتعداد مجتهدین حضرات صحابه ازایشان نام برده نشده زیراامام ابوحنیفه (رح) درپهلوی علوسند فقه سند را دیده ودرصورت تساوی علوسند فقه سند راحسب آیه83-نساءلعلمه الذین یستنبطونه اهم می دانند
سیدنا ابوسعیدالخدری “رضی الله تعالی عنه”را درکتاب اجتهاد وسیرتاریخی آن ودرسیرأعلام النبلاء: ازجمله مجتهدین صحابه “رضی الله تعالی عنهم” تحریرنمودند.
ب- درحدیث ابوسعید “رضی الله تعالی عنه” کلمه *کنا نحزر*و*حزرنا*که درمسلم، ابوداود، احمد ،ابن خزیمه وابن حبان آمده بیانگراجماع است وحدیث احمد و مجمع الزوائد ازابی العالیه (رض) مفسر«کنا نحزر»حدیث مسلم شریف می باشند.
میرسانداجتهاد صحابه عزیز واجماع آنها از طرق مختلف،ثابت بوده وبیانگرتساوی قراءت است.
ازین فهمیده می شودکه امام ائمة الفقهاء چطوربه رجال ومتن احادیث می نگریستند وچطور همه ابعاد را مشاهده وتدقیق داشته وفتوی می دادند بناءً آنچه متون وشروح وجمعی از فتاوی به قول شیخین فتوی دادند جایگاه خاص خود را دارد ومحل فتوی است وکراهت تنزیه مغایرآن.
ونیزدرصورت عمل به حدیث مسلم شریف عمل به ما اتفق علیه الشیخان می شود ودرصورت عمل به ما اتفق که حدیث قتاده”رضی الله تعالی عنه”است، عمل به حدیث ابوسعید”رضی الله تعالی عنه”نمی شود پس طوری عمل شود که هردوحدیث مدارعمل باشد اولی است.
وتأویل حدیث حضرت قتاده “رضی الله تعالی عنه” که بشماره 776 بخاری شریف و799ابوداوود آمده محل استناد حلیه شرح منیه وصاحب هدایه وغیره است که فرمودند : اطاله اول درحدیث شریف قتاده “رضی الله تعالی عنه” حمل به خواندن سبحانک اللهم واعوذ بالله می باشد زیرا یطول فی الرکعة الاولی ما لایطول فی الرکعة الثانیه ،الحدیث، تطویل بسیار را مستلزم نیست .
تکرار صحیح بعد ازقرائت خطا
مسأ له:شخصیکه بعلت خطا ولغزش درقرائت نمازش فاسدشد درصورت تکرار صحیح دوباره نمازش صحیح نمیگردد وآنچه هندیه وطحطاوی نوشتند ودربحث زلة القاری نورالایضاح ازطحطاوی نقل شده که درصورت تکرارصحیح بعدی نمازش صحیح میشود ضعیف است زیرا این قول علامه فتوی ندارد و روایت که فتاوی کاملیه درص13 خود نقل کرده است چون علامه فتوی دارد محل فتوی وعمل است وروایت بدون علامه فتوی درمقابل روایت با علامه فتوی ضعیف بلکه منسوخ است که ردالمحتاردرج1 ص175چاپ 12جلدی می نویسد اتباع ترجیح لزومی است وحکم وفتوی بقول مرجوح خرق اجماع است وحنفیه ازعمل بقول مرجوح حتی بر نفس خود ممنوع اند زیرا مرجوح توسط راجح منسوخ شده است.
متن کاملیه این است : (سئلت عمن لحن فی الصلاة لحنا یغیرالمعنی ثم اعادالحن فیه صحیحا هل تفسد صلاة) فالجواب :ان صلاته تفسد بذالک وان اعاد وقداشارالی ذلک صاحب الوهبانیه بقوله وان لحن القاری واصلح بعده اذاغیرالمعنی الفساد مقرر. قال شارحها الشرنبلالی صورتهاالمصلی اذالحن فی قراءته لحنا یغیرالمعنی کفتح لام الضالین لایجوزصلاته وان اعادها بعدعلی الصواب که علی الصواب علامه فتوی است وروایت طحطاوی وهندیه علامه فتوی ندارند بناً با اعاده صحیح قرائت، نمازش صحیح نمیشود واعاده نمازلازم است.
بحث قرائت درنماز با بیان مقداروحکم آن
اکنون به توفیق الهی تعالی به بحث قرائت قرآن مجید درنمازشروع میکنیم ودرمبدأ دلیل مذاهب ثلاثه امام مالک،امام شافعی وامام احمد حنبل (رح) را تحریرمیدارم .
ایشان فتوی فرضیت قرائت سوره مبارکه فاتحه،ام الکتاب وام القرآن را درهمه رکعات فرض ونفل برای امام ومنفرد دادند.اما درقرائت مقتدی وخلف الامام بحث وفتوی جدا دارند که درآینده نوشته میشود.
دلیل فرضیت ورکنیت فاتحه درهمه رکعات
1-عن عبادة الصامت ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال لا صلاة لمن لم یقرء بفاتحةالکتاب خ 756 ،م760،ت 247،س 906،ق 837، ابن ابی شیبه ج 1 باب 134 ح ا، أحمد 23053- بیهقی 2913-، دارقطنی بعد ازروایت این حدیث به این سند و متن زیادت ذیل رانیزروایت نموده.قال زیاد فی حدیثه «لا تجزی صلاة لا یقرءالرجل فیها بفاتحة الکتاب » رواه دارقطنی ج1-ح17 ص 322 وقال اسناده صحیح.
وصححه ابن القطان ایضآوقال زیاد احدالثقات .وقال صاحب التنقیح انفردبه زیاد وکأن زیاد رواه بالمعنی والحدیث فی صحیح ابن حبان بهذااللفظ بغیر هذاالاسناد ......قال ابن حبان:لم یقل فی خبرالعلاءهذالایجزی صلاة الاشعبه ولاعنه الا وهب بن جریر. پاورقی دارقطنی ج1- ص 323.
امادر ابوداوود برقم 822 بعد از *لمن لم یقرء بفاتحة الکتاب *فصاعداًهم آمده است که روایات فصاعدآًواشباه آنرا بعداً با طرق آن می نویسم .
کتب مذکورازسفیان بن عیینه قال حدثنا الزهری عن محمود ابن الربیع عن عبادةالصامت متفق اند اما بعد ازسفیان سند درکتب سته فرق دارد وترمذی آنرا حسن صحیح معرفی کرده است.
اخبرنا عثمان بن عمرحدثنا یونس عن الزهری عن محمود ابن الربیع عن عبادةالصامت ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال من لم یقرء بام الکتاب فلا صلاة له.دارمی 1242 که متن دارمی با مفهوم واحد کتب مذکوروفرق لفظ روایت شده است.
2- دارمی،احمد ومسلم به سند آتی متفق اند اخبرنی یونس عن ابن شهاب اخبرنی محمود بن الربیع عن عبادة بن الصامت قال :قال رسول الله صلی الله علیه وسلم لا صلاة لمن لم یقرء بام القرآن .م761،دارمی به شماره ومتن فوق واحمد حدیث 762 مسلم را بشماره 23123 چنین روایت نموده است.
عن یعقوب بن ابراهیم حدثنا ابی عن صالح وحدث ابن شهاب ان محمود بن الربیع الذی مج رسول الله صلی الله علیه وسلم فی وجهه من بئرهم قال لا صلاة لمن لم یقرء بام القرآن.ابن شهاب همان زهری فوق است ،ایشان اولین شخصیتی اند که درسنه 100 بدستورسیدنا عمربن عبد العزیز(رح) به نوشتن احادیث شروع کردند.
بیهقی درسنن الکبری برقم 2914 حدیث *الا بام القرآن *را بسند مسلم ازرقم 761 ازابن وهب تا ختم روایت کرده است.
عن ابی هریرة عن النبی صلی الله علیه وسلم قال :من صلی صلاة لم یقرء فیها بام القرآن فهی خداج ثلاثاً غیرتمام فقیل لابی هریرة انا نکون وراء الامام فقال : فانی سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول .الحدیث .مسلم 764الی 767،ابوداوود 821 با تحریرتکرار*فهی خداج فهی خداج فهی خداج غیرتمام*ترمذی 312و2962،نسائی 905،ابن ماجه 838و840،امام مالک درمؤطا 229،مصنف عبدالرزاق 2744 تا غیرتمام ودرحدیث 2767و2768بمثل مسلم وترمذی ونسائی مفصلاً روایت نمودند.
مؤطای امام محمد (رح) ص95 مفصلاً مثل رقم 764مسلم وشرح معانی الآثارباب 45 دو حدیث درینمورد دارد اول مثل 2744 عبدالرزاق ودوم آن مثل ابن ماجه تا إقرء یا فارسی بها فی نفسک .ختم می شود.
وامام بخاری این حدیث شریف را درکتاب قراءة خلف الامام برقم 72،73و75ودرخلق افعال العباد برقم 18 روایت نمودند.
مصنف ابن ابی شیبه درباب 134 حدیث دوم بمثل رقم 244 عبدالرزاق فهی خداج 3مرتبه ودرختم غیرتمام روایت نموده واما ابن ماجه در838خداج غیر تمام یکمرتبه آمده ودر840 یک مرتبه بدون غیر تمام ودر841 خداج دومرتبه بدون غیرتمام روایت شده است بیهقی درکتاب سنن الکبری برقم 2927 مفصلاًوحمیدی هم مفصلا واحمد برقم 7823و9934 مفصلا با ذکرخداج ثلاثاً غیرتمام در7823دومرتبه در7400 و10324 مثل 2744عبدالرزاق مختصرباذکرتکرارخداج ثلاثاً غیرتمام وابن خزیمه برقم 489و502 روایت شده ودارقطنی درسنن خود ص312 ح35 باذکریک مرتبه فهی خداج غیرتمام ومفصل تاختم روایت کرده است همه طرق حدیث شریف راباذکرمخرجین حسب توان مستوفی تحریر نمودم .
نتیجه: ازحدیث *لا صلاة لمن لم یقرء بفاتحة الکتاب *و*لا صلاة لمن لم یقرء بام القرآن *و*من صلی صلاة لم یقرء فیها بفاتحة الکتاب فهی خداج فهی خداج فهی خداج غیرتمام * با فرق تکرارخداج که احادیث صحیح اند، مذاهب ثلاثه فرضیت ورکنیت قرائت فاتحه رادر همه رکعات فرض ،سنت ونفل ثابت می کنند.
ازفتوی سیدنا ابوهریره “رضی الله تعالی عنه” واجتهاد شان درموردحدیث که خداج درآن مفصل آمده؛ وجود قرائت فاتحه خلف امام ثابت می شود که این مسأله بین مذاهب ثلاثه اختلافی است.
امام شافعی (رح) برفرضیت آن خلف امام درهمه نمازها جهروخفیه فتوی دادند.امام مالک وامام احمد(رح) درجهرقرائت را مکروه دانسته ودرخفیه به استحباب قرائت فاتحه خلف الامام معترف ومفتی اند.
